على زمانى قمشه اى

452

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

است . وى بىآنكه نزد ابن يونس شاگردى كرده باشد ، چنان تحت تأثير او واقع شد كه بنا بر عهدى كه با خود بست ، وقتى پسرش درست يك قرن پس از تولد ابن يونس زاده شد ، نام او را موسى نهاد . ابن ابى اصيبعه نيز او را يگانهء روزگار و « سيد حكماء » خوانده است ، چنان‌كه ابن يونس به همهء سؤالات نجومى كه از سوى فرنگان ( فردريك دوم فرمانرواى سيسيل و آلمان ) به نزد بدر الدّين لؤلؤ امير موصل فرستاده شده بود ، پاسخ گفت . وى شاگردان متعددى در منطق و رياضيات و علوم ديگر تربيت كرد كه برخى از آنها شهرتى يافتند . از آن ميان مىتوان به اثير الدّين مفضل بن عمر ابهرى اشاره كرد كه به هنگام شاگردى نزد ابن يونس ، خود دانشمندى مشهور بشمار مىرفت و معيد درس ابن يونس در مدرسهء بدريه شد و همو بود كه ابن يونس را از غزالى برتر مىدانست . همچنين بايد به تقى الدّين ابو عمرو بن صلاح ، فقيه مشهور ، علم الدّين قيصر ، معروف به تعاسيف ، قاضى يوسف بن ياسين دقوقى ، حكيم ثاذرى انطاكى يعقوبى مذهب و قاضى جلال الدّين بغدادى اشاره كرد . ابن شاكر كتبى ، ابن خلكان را نيز از شاگردان ابن يونس دانسته است ، امّا در هيچ‌يك از منابع ديگر از اين معنى ياد نشده ، و ابن خلكان ، چنان كه گذشت ، خود تصريح كرده كه نزد ابن يونس شاگردى نكرده است . مجالس درس ابن يونس چندان پررونق بود كه به‌رغم شهرت وى به سست‌اعتقادى ، عالمان دين نيز در آن حضور مىيافتند . ابن يونس در ادبيات نيز دستى قوى داشت و خود شعر مىسرود و آثار سيبويه و ابو على فارسى و زمخشرى را مىخواند و تاريخ و ايام عرب و اشعار بسيارى از برداشت . آثار : ابن ابى اصيبعه و ابن قاضى شهبه آثارى در فقه ، تفسير ، منطق ، رياضى و طب به ابن يونس نسبت داده‌اند كه نشانى از آنها يافت نشده است ؛ امّا رساله‌ها